تبليغاتX
شاپرك ها
شاپرك ها
شنبه 30 اردیبهشت1385
شعر اینجایی

اينجا عاشقي زنگار گرفته          

اينجا بايد از خواستن شرم داشت

اينجا بايد از خواسته شدن ترسيد... بايد شك كرد 

اينجا رنگ سال فقط سياهست همه سال

اينجا بايد براي زيبا شدن مسخره كرد همه چيزهاي زيبا را

 

اينجا چشم بصيرت و صورت يك معنا را ميدهند عقل ها همه در

چشم صورت جا خوش كرده اند

اينجا پزها همه عالي و جيبها مثل كله ها تهي شده اند

اينجا مثل هيچ جا نيست ... 

 

+ نوشته شده در 1:51 توسط هدیه.
شنبه 30 اردیبهشت1385
سن عاشقی
 

امروزیه چند تا آهنگ از یه دختر بچه به اسم نگار دیدم که کلی هم فیگور عاشقانه داشت

فکر کنم سن متوسط عاشقی تو مملکتمون به پنج سالگی نزول گردیده باشد!

+ نوشته شده در 0:30 توسط هدیه.
پنجشنبه 28 اردیبهشت1385
بودن یا نبودن
 

کاش بودن من با بودن ما یکی بود

چون نبودن من با نبودن ما یکی شد

کاش تو بودی تا به من بودن و شدن میدادی ...

و مرگ ....

هم...

+ نوشته شده در 23:13 توسط هدیه.
یکشنبه 24 اردیبهشت1385
به خاطر اوووون ...
 

اگه دلم میخواد بنوشم بعدشم اگه پا داد بکشم باور کن به خاطر کیفش نیست

به این خاطر که میدونم بعدش هر چقدر دلم بخواد میتونم گریه کنم بدون اینکه

مجبور باشم به تو جواب پس بدم ...

فقط قبلش اون آهنگ احمد کایا رو بذار میدونم که ازش بدت میاد اما اون آهنگ منو

  بیشتر  یاد اون کسی که خیلی دوره میندازه ... آخه اونم همین آهنگو دوست داره .

شرمنده هااااااااا !!! اما امشبو بی خیال شو بذار مال خودم باشم !

دمت گرم !

+ نوشته شده در 6:51 توسط هدیه.
جمعه 22 اردیبهشت1385
اینجا من با هر کی حرف میزنم از هر چی و هر کس شکایت میکنم میگه زندگی همینه بابا ... تو دنبال چی هستی؟!

نمیدونم نکنه قاطی کردم ؟!

دارم یواش یواش باور میکنم که زندگی همینه ...

یعنی اصلا" تو رو سنه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی بگه من چه مرگمه ؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در 1:30 توسط هدیه.
چهارشنبه 20 اردیبهشت1385
 این داستانک خیلی خوندنیه...

+ نوشته شده در 1:47 توسط هدیه.
سه شنبه 19 اردیبهشت1385
نزدیک...دور
 

زن در حالیکه داره هزارمین سیگارشو روشن میکنه میخواد یه پست جدید برای وبلاگش که براش تنها جای راحت دنیاس بنویسه...

مرد مثل همیشه سر وقت خوابیده ...

مثل همیشه نزدیک اما ... دوووووووور از زن....

تو یه دنیای دیگه...

+ نوشته شده در 0:7 توسط هدیه.
یکشنبه 17 اردیبهشت1385
سلام به همه دوستایی که اینجارو میخونین

من امروز تصمیم گرفتم قالب این وبلاگو عوض کنم  فکر کنم اینم قشنگه نه؟

 راستی انگار خورشید خانوم میخواد بره پشت  ابرها چراشو نمیدونم !

+ نوشته شده در 0:42 توسط هدیه.
چهارشنبه 13 اردیبهشت1385
بمان !

اینجا همه کور هستند

هیچ کس مرا نمیبیند ...

گم ام ...

+ نوشته شده در 0:48 توسط هدیه.
یکشنبه 10 اردیبهشت1385
خنگ بازار
نمیدونم چرا فکر میکنم اینجا همه خنگ هستن

شاید چون هیچکدومشون منو نمیفهمن اینطوری فکر  میکنم

شایدم من یه مشکلی دارم... با خودم و همه...

فقط نمیدونم چرا همه فکر میکنن من جنبه زور شنیدنم زیاده ...

خیلی روتونو زیا کردین هاااااااا !!!

+ نوشته شده در 12:40 توسط هدیه.
شنبه 9 اردیبهشت1385
اینجا هر صدایی هست اما صدای تو نه

اینجا هر چهره ای هست اما صورت تو نه

اینجا هر خنده ای هست اما لبخند تو نه

اینجا هر حرفی هست اما حرف تو نه

در فکر من  هیچ نیست غیر از صدا و چهره و خنده و حرف تو ...

+ نوشته شده در 1:23 توسط هدیه.
چهارشنبه 6 اردیبهشت1385
هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی...

از این زمانه دلم سیر میشود گاهی...

عقاب  تیز پر دشت های  استغنا

 اسیر پنجه تقدیر میشود گاهی...

+ نوشته شده در 13:33 توسط هدیه.
یکشنبه 3 اردیبهشت1385
 تولدم مبارک ...
+ نوشته شده در 19:16 توسط هدیه.
یکشنبه 3 اردیبهشت1385
خواب ...
من خواب دیده ام که کسی می آید

کسی که در دلش با ماست . در نفسش با ماست . در صدایش با ماست

کسی که آمدنش را نمیشود گرفت...

من خواب دیده ام ...

فروغ (تلخیص شده)

 

+ نوشته شده در 9:53 توسط هدیه.
جمعه 1 اردیبهشت1385
جدیدا" هر کی دیپلم میگیره میره خواننده میشه !
+ نوشته شده در 17:36 توسط هدیه.