اينجا عاشقي زنگار گرفته
اينجا بايد از خواستن شرم داشت
اينجا بايد از خواسته شدن ترسيد... بايد شك كرد
اينجا رنگ سال فقط سياهست همه سال
اينجا بايد براي زيبا شدن مسخره كرد همه چيزهاي زيبا را
اينجا چشم بصيرت و صورت يك معنا را ميدهند عقل ها همه در
چشم صورت جا خوش كرده اند
اينجا پزها همه عالي و جيبها مثل كله ها تهي شده اند
اينجا مثل هيچ جا نيست ...
امروزیه چند تا آهنگ از یه دختر بچه به اسم نگار دیدم که کلی هم فیگور عاشقانه داشت
فکر کنم سن متوسط عاشقی تو مملکتمون به پنج سالگی نزول گردیده باشد!
کاش بودن من با بودن ما یکی بود
چون نبودن من با نبودن ما یکی شد
کاش تو بودی تا به من بودن و شدن میدادی ...
و مرگ ....
هم...
اگه دلم میخواد بنوشم بعدشم اگه پا داد بکشم باور کن به خاطر کیفش نیست
به این خاطر که میدونم بعدش هر چقدر دلم بخواد میتونم گریه کنم بدون اینکه
مجبور باشم به تو جواب پس بدم ...
فقط قبلش اون آهنگ احمد کایا رو بذار میدونم که ازش بدت میاد اما اون آهنگ منو
بیشتر یاد اون کسی که خیلی دوره میندازه ... آخه اونم همین آهنگو دوست داره .
شرمنده هااااااااا !!! اما امشبو بی خیال شو بذار مال خودم باشم !
دمت گرم !
نمیدونم نکنه قاطی کردم ؟!
دارم یواش یواش باور میکنم که زندگی همینه ...
یعنی اصلا" تو رو سنه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی بگه من چه مرگمه ؟؟؟؟
زن در حالیکه داره هزارمین سیگارشو روشن میکنه میخواد یه پست جدید برای وبلاگش که براش تنها جای راحت دنیاس بنویسه...
مرد مثل همیشه سر وقت خوابیده ...
مثل همیشه نزدیک اما ... دوووووووور از زن....
تو یه دنیای دیگه...
شاید چون هیچکدومشون منو نمیفهمن اینطوری فکر میکنم
شایدم من یه مشکلی دارم... با خودم و همه...
فقط نمیدونم چرا همه فکر میکنن من جنبه زور شنیدنم زیاده ...
خیلی روتونو زیا کردین هاااااااا !!!
اینجا هر چهره ای هست اما صورت تو نه
اینجا هر خنده ای هست اما لبخند تو نه
اینجا هر حرفی هست اما حرف تو نه
در فکر من هیچ نیست غیر از صدا و چهره و خنده و حرف تو ...
از این زمانه دلم سیر میشود گاهی...
عقاب تیز پر دشت های استغنا
اسیر پنجه تقدیر میشود گاهی...
کسی که در دلش با ماست . در نفسش با ماست . در صدایش با ماست
کسی که آمدنش را نمیشود گرفت...
من خواب دیده ام ...
فروغ (تلخیص شده)