تبليغاتX
شاپرك ها
شاپرك ها
دوشنبه 30 مرداد1385

 

تو كه ميدوني چمه ! آره؟؟؟

ميدوني دلم چي ميخواد !

+ نوشته شده در 1:12 توسط هدیه.
یکشنبه 29 مرداد1385
 

چای و شعر و سیگار و موسیقی ...

دلم هوای نفس هاتو کرده ...

+ نوشته شده در 2:38 توسط هدیه.
پنجشنبه 26 مرداد1385

 

دور دست اميدي نمي آموخت .

              دانستم كه بشارتي نيست :

     اين بي كرانه

    زنداني چندان عظيم بود   

     که روح

         از شرم ناتواني

         در اشك  

         پنهان مي شد .

                 

    احمد شاملو

                                 

+ نوشته شده در 1:38 توسط هدیه.
دوشنبه 23 مرداد1385

 

از اينجا خسته ام !

از همه خسته ام .

كاش ميتونستم مثل بقيه راضي باشم .

كاش ميتونستم الكي خوش باشم.

تو هم كه بدتراز همه اي ! تنهام گذاشتي ...

وقتي ديدي زيادي ميخوامت ! وقتي ديدي تنها چيز قشنگ زندگي من هستي !

ترسيدي... منم ترسوندي .

 

پ ن: پنهان کردم در خاکستر غم آنهمه آرزو...

+ نوشته شده در 21:19 توسط هدیه.
جمعه 20 مرداد1385

 

 يادت هست از" دوستت دارم " گفتن هايم خسته شده بودي ؟؟؟

يادت هست؟

دلم براي" دوستت دارم " هايم ميسوزد !

دلم براي دلم ميسوزد !...

 

+ نوشته شده در 0:12 توسط هدیه.
سه شنبه 17 مرداد1385
هبوط !

 از اون  سيب ها اينجا هم نشونت ميدن اما نميگن نزديك نشو !

ميگن اگه نزديك بشي يه كاري ميكنيم برگردي همون جايي كه بودي...

+ نوشته شده در 3:52 توسط هدیه.
دوشنبه 16 مرداد1385
 

میلاد حضرت علی(ع) و روز پدر گرامی باد !

پ ن : منو یادت میاد ؟؟؟

+ نوشته شده در 18:33 توسط هدیه.
یکشنبه 15 مرداد1385
 

دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی

ز  کدام  باده  ساقی  به   من   خراب    دادی ؟؟؟...

+ نوشته شده در 4:23 توسط هدیه.
شنبه 14 مرداد1385
 در باره اکبر محمدی  زین همرهان سست عناصر دلم گرفت...  

پ ن : این قالب جدید و ساده رو خیلی دوست دارم...

+ نوشته شده در 15:14 توسط هدیه.
پنجشنبه 12 مرداد1385
 

بی تو بودن را نمی خواهم ...

 

پ ن : چرا برای فاصله ها حرمت قائلی اما برای ...

+ نوشته شده در 1:15 توسط هدیه.
چهارشنبه 11 مرداد1385

 

نمي دونم چرا حالا كه همه چی تموم شده من بيشتر دارم به اين موضوع فكر ميكنم كه تو چقدر منو دوستم داشتي . شك نكردم باور كن!

اما اين كه ميخواي يه طوري وانمود كني كه اصلا" انگار از اول چيزي نبوده خيلي آزارم ميده . اين رسمي بودنت ديوونم ميكنه ! چرا فكر ميكني اينطوري بهتره ؟ كي گفته من اينقدر خرم؟ ! ...

+ نوشته شده در 7:20 توسط هدیه.
شنبه 7 مرداد1385
 تنها ماندم.

 تنها با دل بر جا ماندم...

+ نوشته شده در 7:5 توسط هدیه.
جمعه 6 مرداد1385
تبریک...
 

تولدت مبارک !

غیر از اینجا نوشتن راه دیگه ای نیست که بهت تبریک بگم عزیزم.

امیدوارم همه لحظه های زندگی برات شیرین و به کام باشه...

 

+ نوشته شده در 1:39 توسط هدیه.
چهارشنبه 4 مرداد1385
مگه تن من میتونه ؟؟؟...

 

ديدي بالاخره همه چي تموم شد؟؟؟؟؟

بالاخره خداحافظي آخرو گفتيم .

ديدي اشكهاي منم كار ساز نشد؟

چيزي كه ناراحتم ميكنه اجباريه  كه هر دوتامونو وادار كرد تا تموم كنيم...تا تموم بشيم.

قبلا" اين كارو كرده بوديم اما من دوباره از نو شروع كرده بودم ولي اين دفعه فرق ميكنه اين دفعه ديگه

منم شروع نميكنم . براي هميشه بايد فكر دوباره داشتنتو از سرم بيرون كنم...

بالاخره بايد قبول كنم كه توسهم من نيستي حتي اگه من بخوام كه باشي. حتي اگه من بخوام...

ميخوام بدوني كه من تا ابد مثل امروز دوستت دارم !...

 

 

 

 

+ نوشته شده در 14:53 توسط هدیه.
سه شنبه 3 مرداد1385
... و راستی !
 

نمیدونم چرا یه همچین وقتایی پرروووووووو میشم

میخوام بگم دوستت دارم

دوستت دارمممممم........

+ نوشته شده در 0:43 توسط هدیه.