تبليغاتX
شاپرك ها
شاپرك ها
پنجشنبه 14 تیر1386
هسته آلبالو به همراه گفتگوی خبری!

 

بالاخره تو اين دولت نهم يكي پيداشد كه حرفاش  به دل من بشينه  . امشب تو قسمت گفتگوي خبري شبكه دو مشاور وزير آموزش و پرورش در امور زنان رو دعوت كرده بودند و همينطور مشاور زنان رييس جمهور رو. ولي مشاور فرشيدي حرفاي منطقي و جالبي زد خصوصا نگاه واقع گرايانه اي به مشكلات زنان جامعه داشت كه برام جالب بود و تا انتهاي حرفاشو در حالي كه داشتم هسته آلبالو در مياوردم گوش كردم . نميخوام اينجا گفته هاشو بنويسم چون واقعا از حوصله من خارجه فقط خواستم خوشحاليمو در عين تعجبم از وجود همچين كسي تو كابينه نهم گفته باشم اسمش دكتر سويزي بود فكر كنم. همين ديگه .

پ ن : روز مادر مبارك باشه به خصوص تبريك به مادرهايي كه بچه هاشون رو خوب تربيت ميكنن و مهمتر از همه خود باوري و شهامت داشتن رو به بچه هاشون ياد ميدن .

پ ن 2 : تولد حضرت فاطمه(س) هم مبارك ! كه من يكي واقعا دوستش دارم .

پ ن 3 : دست چپم از وقتي فهميده خيلي ناراحتش نيستم كمتر خودشو لوس ميكنه.

 

+ نوشته شده در 2:46 توسط هدیه.
دوشنبه 11 تیر1386
همینطوری ...

 

به اين فكر مي كنم كه تو چطور مي توني دور كني خودتو از من مگه نمي دوني  كه من حرفامو كه الان  مثل يه توده بزرگ شده تو گلوم فقط به تو مي تونم بگم . گاهي از مسخره گي بعضي از حرفام خودم خنده ام مي گيره ولي بازم دلم ميخواد تو بشنوي .

بودن يه نفر تو زندگي آدم كه بلد باشه گوش كنه خيلي خوبه اما دوروبرم پر شده از اونايي كه هر چي بهشون ميگم با ژست احمقانه اي سرشونو تكون مي دن كه يعني بله! واي كه اين روزها خوب معني تنهايي تو جمع رو ميفهمم . چقدر خدا بزرگه كه گوش ميكنه ولي حرف نميزنه . اصلا خوب كاري مي كنه كه حرف نمي زنه با اين وضع ! مثلن اگه حرفي ام بزنه عمرا اگه كسي بفهمه !

چقدر دلم مي سوزه براي اون امامي كه حرفاشو توي چاه زمزمه ميكرد يعني اينقدر آدماي دور و برش بيشعور بودن؟؟؟

پ ن : دست چپم باز چند وقتيه شروع كرده به درد كردن نميدونم دليلش چيه اصلنم حوصله دكتر رفتن ندارم. چون پارسال يه بار رفتم كه بعدش مجبور شدم يه خروار داروي آرام بخش و ... مصرف كنم. البته خيلي نگرانش نيستم فوقش اگه قطعشم كنن فقط سرعت تايپ كردنم نصف ميشه .

پ ن 2: تو پست قبلي يه نفر آدرس آهنگي كه گذاشته بودم خواسته بود كه ظاهرا آدرسشو اشتباهي تايپ كرده بود . خلاصه اينكه اسم آلبوم سپيده دم هست و متاسفانه لينكشو نميتونم بذارم چون آدرسي براي آپلود كردن آهنگ سراغ ندارم اگه کسی سراغ داره ممنون میشم بهم معرفی کنه .

 

+ نوشته شده در 20:48 توسط هدیه.
سه شنبه 5 تیر1386
مهستی هم رفت ...

 

بانوي آواز ايران مهستي درگذشت ديشب شنيدم خبرو . فكر نكنم كسي باشه كه از اين خواننده و از صداي گرمش خاطره نداشته باشه .

يادته آهنگهاشو پشت تلفن برات ميذاشتم ؟

بيا بنويسيم روي خاك رو درخت رو پر پرنده رو ابرا

بيا بنويسيم روي برگ روي آب توي دفتر موج رو دريا

بيا بنويسيم كه خدا ته قلب آينه اس

مثل شور فرياد يا نفس تو حصار سينه اس

با هميشه موندن وقتي كه هيچي موندني نيست

اوج هر صداي عاشقه كه شكستني نيست

با صدام ميام همه جا تو رو مي نويسم

روي آينه ي گريه هام گونه هاي خيسم

اي كه معني اسم تو آسمون پاكه

ريشه صدام نبضش زير پوست خاكه

بيا بنويسيم روي خاك رو درخت رو پر پرنده رو ابرا

بيا بنويسيم  روي برگ روي آب توي دفتر موج رو دريا

با ترانه نفسات من ترانه ميگم

اسمتو مثل يه غزل عاشقانه ميگم

بيا كه ديگه وقتشه وقت برگشتنه  

بوي پيرهنت كه بياد لحظه ديدنه

يادش بخير ...

 آخ كه چقدر دلم برات تنگ شده ...

 

+ نوشته شده در 21:31 توسط هدیه.
دوشنبه 4 تیر1386
مادر بزرگ !

 

به اجبار فكر ميكنم ! به چيزي كه خيلي وقته مثل كنه چسبيده بهم اينقدر هم دليل به ظاهر موجه داره كه نشه پرتش كرد تو آشغالدوني . شده مثل دروغي كه از بس ادامه پيدا كرده آنقدر بزرگ شده كه جاي خيلي چيزهاي قشنگ رو كه شايد ميتونستن تو اين زندگي لا مصب وجود داشته باشند رو تنگ كرده كه اصلا محوشون كرده .

احساس غريبي ميكنم ، يه تنهايي سخت كه مزه زهر مار ميده . تنهايي تو جمعي كه تك تك آدماش درعـين اينكه  مثلا دوستت دارن همه اش ميخوان يادت نره كه داري اشتباه ميكني چون حرف گوش كن نيستي و زيادي داري فكر ميكني به چيزهايي كه هيچ وقت نون و آب نميشه واست !

واااااااي دلم مادر بزرگ مهربونمو ميخواد كه الان زير خروارها خاك خوابيده . كجايي ماماني؟ دلم تنگ شده برات !  كاش بودي تا بعد از سلام نمازت سرمو بذارم رو پاهات و خودمو لوس كنم برات وتو هم با دستهاي مهربونت نوازشم كني.  دلم براي هندونه هاي خنكت براي چاي آلبالوي خوش طعمت تنگ شده . دلم براي لبخند بدون ريا و مهربونت تنگ شده . دلم  تنگ شده واسه انگشتر فيروزه و تسبح شاه مقصودت . كجايي آخه؟ ببين چه تنها شدم!

 

+ نوشته شده در 14:25 توسط هدیه.