تبليغاتX
شاپرك ها
شاپرك ها
چهارشنبه 31 مرداد1386
... دانند!

 

دوست ندارم اينقدر از تنهايي حرف بزنم ولي خداييش خيلي اوضاع بي ريختيه البته شايد هميشه همين بوده ميدوني فكر كن يه نفر حتي يه موجود جاندار دوروبرت نباشه كه بشه باهاش راحت بود بشه باهاش حرف زد طوري كه قبل از تموم شدن جمله ات خودشو پرت نكنه وسط واسه قضاوت و نصيحت و خلاصه يه جوري كه در واقع مي خواد بهت بگه كه خيلي پرتي يا اصلا كجاي كاري بابام جان ! بدتر اينكه مثلا اگه يه نفرم پيدا بشه كه بهش اعتماد كرد همون اول كاري انگ مبتذل فكر كردن رو به آدم ميچسبونه حالا نمدونم واقعا اين فكر منه كه مبتذله يا اونه كه به همه دنيا از يه سوراخ كوچيك نگاه ميكنه ! اصلا قيد وراجي رو مي زنم ديگه !!!

دلم يه خواب زمستوني مي خواد .

 

پ ن :روح بزرگوار من دلگيرم از حجاب تو

شكل كدوم  حقيقته چهره بي نقاب  تو؟

 

+ نوشته شده در 13:4 توسط هدیه.
سه شنبه 30 مرداد1386
 

اینم از خونه جدید دوسش دارم چون ساده است!

+ نوشته شده در 14:2 توسط هدیه.
دوشنبه 29 مرداد1386
...
 

یه بغض لعنتی چند روزه تو گلومه نمیشکنه لامصب !

تو ای پری کجایی؟

+ نوشته شده در 2:51 توسط هدیه.
یکشنبه 28 مرداد1386
درد از یاد رفتن !
 

آخ که چه دردی داره وقتی بفهمی خیلی هم مهم نبودی و راحت فراموش میشی !

چه از خود راضی بودم من !!! چقدر الکی الکی پررو کرده بودی منو .

خیلی الکی بود

مثل این روزها ...

مثل

م

ن

.

 

+ نوشته شده در 1:48 توسط هدیه.
سه شنبه 23 مرداد1386
نامه یه نفر به یه نفر دیگه که کسی نمی شناسدشون!

 

تموم شد

راست راستكي تموم شد  و اين پايان براي من يه خوبي داره اونم اينه كه ديگه نگران تموم شدن چيزي نيستم و از قطع شدن رابطه اي نميترسم چون تموم شده چون قطعش كردي . فقط دلم ميخواست تو اون دفعه آخر ازم يه چيزي ميخواستي ازم يه قولي مي گرفتي كه ازم نخواستي  چراشو نميدونم شايد اصلا دلت نخواست يا شايد به قول خودت مي ترسيدي وجدان درد بگيري اصلا ميدوني چيو مي گم ؟ مي دوني حالا كه تموم شده همه چي گذشته از سختيش كه پدر دل منو در مياره يه چيزي داره اذيتم مي كنه ميدوني شيطونه ميخواد يه كاري بكنه كه من شك كنم به تو به اينكه اصلا ته دلت چه خبر بود به اينكه اصلا با همه وجودت ميخواستي يا نه ؟ ازت نپرسيدم چون خوب بلدي آدمو بپيچوني و بگي كه نميتوني حرفي بزني كه وجدان بيدارت درد بگيره ولي من حق داشتم مطمئن باشم مگه نه؟ اصلا همه اش فكر مي كنم تو چرا هيچ چي نگفتي نخواستي چرا كاري نكردي مگه نه اينكه اگه آدم چيزي رو خيلي بخواد هر طوري شده بايد بدست بياره من هم كه مي خواستم پس تو چرا هيچ كاري نكردي ؟ حتي اگه مي گفتي كه اونقدر هام دوستم نداري من خيالم راحتتر از اين بود كه اصلا ندونم

بي خيال اصلا چه فايده اي داره اين حرفا غير از اينكه منو بيشتر از پيش ناراحت بكنه و تو رو آزار بده ولي... اگه تو هم همونقدر كه من دوست دارم دوستم داشتي نبايد به اين راحتي ها بيخيال مي شدي نه؟ چون اگه داشتي پس واقعا حيف شد حيف !

انگار تموم شد راست راستكي عين دو تا آدم عاقليم الان مگه نه ؟ حالم داره به هم ميخوره از اين عاقلي آزاردهنده !

 

+ نوشته شده در 3:22 توسط هدیه.
جمعه 19 مرداد1386
بدون عنوان

 

بهم ميگه نگو به كسي كه بين من و تو چي گذشته و ميگذره

ميگه دنياي فهمشون خيلي حقيره و نميفهمن اما به سرعت قضاوت ميكنن

ميگه اصلا همشون مثل همن و در نتيجه حق رو به هم ميدن

نمي فهمن من و تو رو !!!

 

گفتم به از ترنجي ليكن...................

  

+ نوشته شده در 23:56 توسط هدیه.
چهارشنبه 17 مرداد1386
تلخ مثل دوری...

 

شايد آدم هميشه تنها باشه اما هميشه احساسش نمي كنه . امشب بد جوري تنها بودم با اين كه همه بودن اما تنها بودم اتفاقا وقتي همه بودن خيلي تنهاتر شدم . همه مقابلم بودن كاش تو بودي ميدونم كه كنارم بودي اگه بودي ولي از بد روزگار تو نميتوني باشي يعني هر كاريشم بكنيم جور در نميياد . نمي دونم شايد خدا ميخواد تو يه جاي ديگه باشي يه جاي بهتر شايد . يه جايي كه هر جا باشه دوره از من . يا شايدم تقصير خودمه كه هيچ وقت از ته دل نخواستم تو رو ازش . هميشه فكر كردم حيفي براي من زيادي اصلا دلم نيومده اينقدر خودخواه باشم كه مال من بشي . مي فهمي كه چي ميخوام بگم . مرز بين خواستن تو و خودخواهي من خيلي باريكه خيلي !

 مي بيني چقدر تلخه ؟

ت

ل

خ

.

 

+ نوشته شده در 1:19 توسط هدیه.
دوشنبه 15 مرداد1386
پروانگی...
 

خدایا سلام

خدایا من هنوز تو پیله ام هستم پس کی قراره منو پروانه کنی آخه ؟

بالهامم رنگی نکردی نکردی بذار بیام بیرووووووون!!

 

+ نوشته شده در 2:4 توسط هدیه.
یکشنبه 14 مرداد1386
14 مرداد روز همبستگی وبلاگنویسان با دانشجویان دربند

 

امروز اسم اين وبلاگ رو به افتخار كساني كه به خاطر آزادي خواهي و تفكر حق طلبانه در بند هستند تغيير ميدم. اين كمترين كاري ست كه ميشه حداقل براي يك روز هم كه شده انجام داد.

هميشه امام حسين(ع) رو ستايش مي كنم به خاطر اينكه مردن رو به از زندگي ذلت بار دونست.

به اميد آزادي آزاده گان دربند.

 

+ نوشته شده در 0:50 توسط هدیه.
سه شنبه 9 مرداد1386
دور اما نزدیک

 

خيلي خوبه كه يه نفرباشه كه وقتي ناراحتي زودتر از همه بفهمه حتي وقتي دوره و نمي بينه تو رو

خيلي خوبه

خيلي...

 

+ نوشته شده در 22:45 توسط هدیه.
شنبه 6 مرداد1386
 

میلاد حضرت علی بر همه دوستدارانش مبارک !

 تولد تو هم مبارک عزیزترینم .

 

+ نوشته شده در 11:38 توسط هدیه.