۱: ديدن چند تا دوست قديمي مهمترين مزيت اين روزاي تعطيل بود.
۲: خيلي چيزاي خصوصي دارم كه جدن دوست دارم راجع بهشون بنويسم اما آدرس اينجا رو بعضي از آدمايي كه منو از نزديك ميشناسن دارن و اين باعث ميشه كه نتونم . بنابراين احتمالا به زودي يه جاي ديگه درست می كنم براي نوشتن، تا بتونم با خيال راحت اين ماسك احتياط رو از صورتم بردارم .
۳: يكي هست كه منو دوست داره خيلي زياد ، يكي غير از خدا .
۴: گرامی باد ۲۲ خرداد . گرامی باد زن . گرامی باد انسانیت ...
یه خوشی آمیخته با تلخی که تلخیش مال گذشته اس ... دوست دارم این خوشی رو ولی چون میدونم زود گذره میترسم ازش . مثل شرابی که شب مستت کنه و صبح غمگین و دلگیر ...
باز خوابم نمیبره ...