واااي خداي من خسرو شكيبايي هم رفت ! چقدر دوسش داشتم تو هامون، كاغذ بي خط و اين آخريا اتوبوس شب . بهتره بگم همه ي كارهاش .
از همه مهمتر صداي محشرش كه منو ميبرد تو هوا... روحش شاد...
بیربط: اين آخرين پست اين وبلاگه . اينجا خيلي وقتها نشد اون جايي كه من بتونم حرفامو راحت توش بنويسم و به همين دليلم ميرم يه جاي ديگه. اما يه حسن بزرگ داشت و اونم اينه كه ميدونستم تو هميشه ميخونيش ...
خداحافظ شاپرك ها...